چرا بسیاری از مدیران، مستقیم و شفاف حرف نمی‌ زنند؟

چرا بسیاری از مدیران، مستقیم و شفاف حرف نمی‌ زنند؟

اگر چند سال در یک سازمان کار کرده باشید، احتمالاً تجربه‌اش را دارید: ایمیلی از واحد منابع انسانی یا مدیر مستقیم‌تان می‌رسد؛ لحنش رسمی، مؤدب و کاملاً حرفه‌ای است. نه خبری از تهدید مستقیم هست، نه کلمه‌ای تند یا ناراحت‌کننده. اما وقتی دو سه بار آن را می‌خوانید، یک حس عجیب سراغ‌تان می‌آید؛ «انگار پشت این چند خط، یک حرف ناگفته هم هست».

گاهی احساس می‌کنید دارند شما را برای تغییری آماده می‌کنند؛ گاهی بوی نارضایتی از عملکردتان می‌آید، بدون این‌که صریحاً بگویند؛ و گاهی هم به نظر می‌رسد قرار است حجم کار یا مسئولیت‌تان بیشتر شود، اما در متن ایمیل فقط از «به‌روزرسانی شرح وظایف» حرف زده شده است.

این‌جا دقیقاً همان جایی است که مفهوم کدخوانی معنا پیدا می‌کند؛ مهارتی که محور اصلی بسیاری از دوره ها و آموزش های مذاکره و ارتباطات به شمار می‌رود و به شما کمک می‌کند پشت گفتگوها، نامه‌ها، ایمیل‌ها و پیام‌های ظاهراً ساده، پیام‌های واقعی را ببینید و بتوانید هوشمندانه‌تر مذاکره کنید.

قبل از آن‌که سراغ تکنیک‌های کدخوانی در مذاکره برویم، باید یک واقعیت را بپذیریم: در دنیای سازمانی، «غیرمستقیم حرف زدن» همیشه نشانه بدخواهی یا بازی پشت‌پرده نیست؛ بیشتر یک استراتژی ارتباطی است.

وقتی قرار است خبر خوشایندی نباشد (مثل محدودیت بودجه، عدم امکان افزایش حقوق، تغییر ساختار یا حتی احتمال تعدیل نیرو)، سازمان ترجیح می‌دهد از واژگان و ساختارهای خنثی‌ و رسمی استفاده کند تا تصویر بیرونی و درونی‌اش آسیب نبیند.

جملات خیلی صریح و بی‌پرده می‌تواند باعث درگیری، قهر، استعفای احساسی یا فشار روانی شدید شود. برای همین، پیام‌ها معمولاً در لایه دوم متن منتقل می‌شوند؛ نه به‌قدری مبهم که هیچ‌کس چیزی نفهمد، نه آن‌قدر مستقیم که فضا متشنج شود.

گاهی سازمان هنوز تصمیم نهایی را نگرفته و می‌خواهد واکنش شما را بسنجد. اگر لازم شد، بتواند بگوید «ما چنین چیزی را قطعی اعلام نکرده بودیم.» این‌جاست که متن‌ها پر از کلمات نرم و قابل‌تفسیر می‌شوند.

در چنین محیطی، کسی که فقط سطح کلمات را می‌خواند، همیشه چند قدم عقب‌تر از کسانی است که کدهای پنهان در مذاکره و مکاتبات سازمانی را می‌بینند؛ همان مهارتی که در دوره کد خوانی در مذاکره به‌صورت سیستماتیک آموزش داده می‌شود.

کدخوانی در مذاکره به‌هیچ‌وجه به معنای بدبین شدن، توهم توطئه یا بیش‌تفسیر کردن نیست. هدف این نیست که پشت هر لبخند، هر ایمیل و هر جلسه‌ای، یک سناریوی سیاه بسازیم.

کدخوانی حرفه‌ای یعنی:

  • هم‌زمان به آنچه صریحاً گفته یا نوشته شده توجه کنیم،
  • و آنچه در ساختار، ترتیب اطلاعات، انتخاب واژگان، لحن و حتی حذف بعضی معانی پنهان شده را هم ببینیم.

مثال ساده:

  • فعلاً امکان افزایش حقوق شما وجود ندارد.
  • در شرایط فعلی و با توجه به محدودیت‌های بودجه، امکان افزایش حقوق در این مقطع برای شما و سایر همکاران واحد وجود ندارد؛ اما در پایان فصل و در صورت تحقق اهداف، این موضوع مجدداً بررسی خواهد شد.

هر دو جمله «نه» می‌گویند، اما پیام ضمنی، فضا برای مذاکره و امکان برنامه‌ریزی در دومی به‌مراتب بیشتر است. کسی که مهارت کدخوانی را بلد است، این تفاوت ظریف را می‌فهمد و بر اساس آن واکنش مذاکره‌ای طراحی می‌کند؛ نه این‌که هر دو را یک «نه قاطع» تفسیر کند.

حالا بیایید کمی عملی‌تر شویم و ببینیم در ایمیل‌های رسمی مدیران، چه نوع کدهایی رایج است که باید آن‌ها را جدی بگیریم.

اگر مدتی است با مدیر یا مسئول منابع انسانی در تماس هستید و معمولاً لحن او کوتاه، صمیمی و حتی محاوره‌ای است، اما ناگهان ایمیلی بلند، با ساختار حقوقی، پر از جملات کامل و بدون کوچک‌ترین شوخی دریافت می‌کنید، معمولاً یعنی:

  • موضوع، حساس و ثبت‌شدنی است (یعنی قرار است در پرونده بماند)،
  • یا قرار است بعداً به این ایمیل به‌عنوان «سند» ارجاع داده شود،
  • یا سازمان می‌خواهد نشان دهد که کاملاً مطابق رویه‌ها و مقررات عمل کرده است.

در این حالت، کدخوانی به شما می‌گوید: این فقط یک «ایمیل اطلاع‌رسانی» نیست؛ باید با حوصله، دقیق و حرفه‌ای جواب دهید. این همان جایی است که مباحث کد شناسی و کد خوانی در مذاکره مستقیماً به کار می‌آید: تشخیص نوع پیام و انتخاب سطح مناسب پاسخ.

عبارت‌هایی از این جنس را احتمالاً بارها دیده‌اید:

  • برخی ملاحظات سازمانی
  • بازخوردهایی که از چند منبع دریافت شده
  • در راستای سیاست‌های جدید شرکت

این واژه‌ها معمولاً وقتی ظاهر می‌شوند که:

  • یا نمی‌خواهند منشأ ناراضی بودن را واضح بگویند،
  • یا هنوز تصمیم قطعی نگرفته‌اند و می‌خواهند واکنش شما را ببینند،
  • یا اختلاف نظر بین مدیران وجود دارد و HR در میانه ماجراست.

در این شرایط، به‌جای عصبانی شدن، باید از مهارت‌هایی که در کدخوانی در مذاکره و همچنین در شناسایی دام‌ها و ترفندهای مذاکره مطرح می‌شود استفاده کنید:
سؤال‌های دقیق بپرسید، محدوده تصمیم را روشن کنید و تلاش کنید ابهام را محترمانه ولی فعالانه کاهش دهید.

گاهی آنچه در ایمیل حذف شده، از آنچه نوشته شده مهم‌تر است.

فرض کنید ایمیلی درباره تمدید قرارداد دریافت می‌کنید که در آن:

  • از تمدید همکاری تشکر شده،
  • تاریخ شروع و پایان دوره جدید نوشته شده،
  • اما هیچ اشاره‌ای به وضعیت حقوق، مزایا یا عنوان شغلی نشده است.

این سکوت، یک کد جدی است. یعنی: «اگر خودت چیزی نپرسی، ما هم تغییری نمی‌دهیم».
کسی که کدخوانی بلد نیست، خوشحال می‌شود که «خوبه، قراردادم تمدید شد» و موضوع را می‌بندد. اما مذاکره‌کننده کدخوان، این سکوت را دعوتی برای مذاکره می‌بیند و به‌موقع، محترمانه و مستدل درباره حقوق، مزایا یا عنوان شغلی جدید سؤال می‌کند.

کدخوانی در مذاکره فقط برای این نیست که در ذهن‌مان تحلیل کنیم و به نتیجه برسیم؛ ارزش واقعی این مهارت وقتی ظاهر می‌شود که بتوانیم بر اساس این فهم:

  • زمان مناسب برای مطرح کردن دغدغه‌ها را انتخاب کنیم،
  • کانال درست را پیدا کنیم (ایمیل، جلسه حضوری، تماس تلفنی)،
  • و مهم‌تر از همه، واکنشی طراحی کنیم که هم حرفه‌ای باشد، هم منافع‌مان را محافظت کند.

برای همین، در دوره کدخوانی در مذاکره در خانه مذاکره، تمرین‌ها فقط به تحلیل متن ایمیل ختم نمی‌شود؛ شرکت‌کنندگان یاد می‌گیرند:

  • چگونه از روی متن و لحن، وضعیت ذهنی و نگرانی‌های طرف مقابل را حدس بزنند،
  • چطور پاسخ‌هایی بنویسند که فضا را به سمت «گفت‌وگو و حل مسئله» ببرد، نه به سمت سوءتفاهم و تشدید تنش،
  • و در نهایت، چطور جلسه‌ای را تنظیم کنند که در آن بتوانند درباره موضوع اصلی مذاکره واقعی انجام دهند، نه صرفاً شنونده باشند.

شاید در نگاه اول فکر کنید کدخوانی بیشتر برای کارکنان و کارمندان مفید است؛ اما واقعیت این است که مدیران، سرپرستان و حتی صاحبان کسب‌وکار اگر این مهارت را نداشته باشند، بارها در معرض سوءبرداشت و تصمیم‌های اشتباه قرار می‌گیرند.

  • ایمیل یک همکار را بد تعبیر می‌کنند و رابطه را خراب می‌کنند،
  • پیام نارضایتی تیم را دیر می‌فهمند و ناگهان با موج استعفا یا افت انگیزه روبه‌رو می‌شوند،
  • یا پیام‌های مدیریت ارشد را ساده می‌گیرند و خودشان را در برابر تصمیم‌های بزرگ، بدون آمادگی می‌بینند.

به همین دلیل، مهارت کدخوانی در مذاکره صرفاً یک دانش تئوریک نیست؛ جایگاهی است که مدیران، کارشناسان منابع انسانی، مدیران فروش و حتی کارآفرینان می‌توانند روی نمونه‌های واقعی کار کنند و یاد بگیرند هر پیام کتبی یا شفاهی را چطور دقیق‌تر، حرفه‌ای‌تر و قابل مذاکره‌تر ببینند.

یاد گرفتن کدخوانی با چند تا پست شبکه اجتماعی و چند جمله قصار ممکن است جذاب باشد، اما کافی نیست. چون:

  • باید با مدل‌های رفتاری و تحلیلی مشخص آشنا شوید،
  • روی نمونه‌های واقعی (ایمیل، پیام، صورت‌جلسه، مکالمه ضبط‌شده) تمرین کنید،
  • و مهم‌تر از همه، کسی باشد که برداشت‌های شما را اصلاح و هدایت کند تا وارد افراط و بدبینی نشوید.

در چارچوبی که خانه مذاکره طراحی کرده است، دوره حضوری «کدخوانی در مذاکره» این مسیر را مرحله‌به‌مرحله طی می‌کند:

  1. آشنایی با انواع کدهای کلامی، غیرکلامی و ساختاری در ارتباطات حرفه‌ای،
  2. تحلیل دسته‌جمعی نمونه‌های واقعی از ایمیل‌ها و مکاتبات سازمانی،
  3. تمرین تشخیص نیت‌ها، دغدغه‌ها و محدودیت‌های طرف مقابل،
  4. طراحی پاسخ‌ها و جلسات مذاکره‌ای براساس این تحلیل‌ها،
  5. و در نهایت، یادگیری نوشتن پیام‌هایی که خودتان در آن‌ها از کدهای حرفه‌ای، شفاف و اخلاقی استفاده کنید.

دنیای سازمان‌ها با چند خط متن و چند ایمیل اداره نمی‌شود؛ با موقعیت‌ها، منافع و پیام‌های آشکار و پنهان اداره می‌شود. کسی که فقط کلمات را می‌خواند، همیشه یک گام عقب است. اما کسی که کدهای پشت این پیام‌ها را می‌بیند، می‌تواند:

  • زودتر از دیگران تغییرات را حدس بزند،
  • به‌جای واکنش احساسی، پاسخ مذاکره‌ای و حرفه‌ای طراحی کند،
  • و در مسیر شغلی خودش، آگاهانه‌تر و هوشمندانه‌تر تصمیم بگیرد.

اگر در محیط کارتان احساس می‌کنید چیزهایی زیر پوست گفتگوها، پیام‌ها و جلسات در جریان است و دوست دارید به‌جای حدس و گمان، با مدل، ابزار و تمرین علمی آن‌ها را بفهمید و مدیریت کنید، وقتش رسیده روی مهارت کدخوانی در مذاکره سرمایه‌گذاری کنید.

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *