۲۵ اصطلاحات انگلیسی درباره بورس و ارز دیجیتال
کار کردن در بازارهای مالی بین المللی بسیار پرسود است. اما نباید بی گدار به آب بزنید! چرا که بسیاری از کسانی که تجربه فعالیت در بورس و بازار سرمایه دارند با اصطلاحات و کلمات انگلیسی آن آشنایی ندارند.
پس اگر قصد شروع کار در بازار سرمایه جهانی را دارید به فکر تقویت زبان انگلیسی هم باشید. دست کم با بعضی از لغات مهم یا اصطلاحات کاربردی که در ادامه معرفی کردهایم آشنا باشید تا گلیم خودتان را از آب بکشید.
۲۵ لغت و اصطلاح پرکاربرد بازار سرمایه
شاید به گوش شما هم خورده باشد که در انگلیسی به بازار سرمایه Stock market میگوییم. همچنین سهام Stock و به کسی که در stock market کار میکند و معامله انجام میدهد Broker گفته میشود.
Ask Price
به معنی کمترین قیمتی است که فروشنده حاضر به فروش سهام خود میشود.
مثال:
The ask price for the stock was 12$.
معنی: قیمت درخواستی برای هر سهم ۱۲ دلار بود.
Bid Price
این کلمه دقیقا بر عکس کلمه قبلی است. یعنی بیشترین مقداری که خریدار حاضر است برای خرید هر سهم پرداخت کند. مانند مزایده.
مثال:
The bid price for the stock was 10 $.
معنی: قیمت پیشنهادی برای هر سهم ۱۰ دلار بود.
Leverage
به اهرمی که برای افزایش و کاهش سود و ضرر معاملات استفاده میشود.
مثال:
he used a leverage of 1:100 to trade forex, meaning that for every 1 $ he invested, he could trade 100 $.
معنی: او از یک اهرم ۱ به ۱۰۰ استفاده کرده که میتواند به ازای هر ۱ دلاری که سرمایه گذاری کرده ۱۰۰ دلار معامله کند.
Spike
به تغییرات ناگهانی در کم و زیاد شدن قیمت سهام گفته میشود. اما معمولا از این کلمه برای توصیف تغییرات افزایشی و رو به بالا استفاده میشود.
مثال:
The price of bitcoin spiked to a new record high after Tesla announced its investment.
معنی: قیمت بیتکوین پس از اعلام سرمایه گذاری تسلا به بالاترین حد رسید.
Slump
وقتی قیمت سهام به طور ناگهانی و شدید کاهش مییابد از این کلمه استفاده میکنیم.
مثال:
The stock market slumped after the news of the war.
معنی: بازار سهام پس از خبر جنگ کاهش شدیدی داشت.
Bond
این یک نوع سرمایه گذاری است که در آن افراد به یک شرکت یا دولت وام میدهند و در عوض بها و سود آن را دریافت میکنند.
مثال:
He Invested his money in government bonds.
معنی: او پول خود را در اوراق قرضه دولت سرمایه گذاری کرد.
Cash
پول نقد و در دسترس را که هر زمان میتوان از آن استفاده کرد Cash میگوییم.
مثال:
She sold her shares and converted them to cash.
معنی: او سهم سهام خود را فروخت و به پول نقد تبدیل کرد.
برای آشنایی با اصطلاحات انگلیسی راجع به پول پیشنهاد میکنیم به لینک زیر مراجعه کنید:
https://digi-zaban.ir/blog/money-idioms/
Bear Market
وقتی که بازار نزولی است و قیمتها در حال کاهش است و انتظار میرود این روند ادامه یابد از کلمه bear market یا بازار خرسی استفاده میکنیم.
مثال:
Despite a three-year bear market share prices cannot be said to be cheap.
معنی: علیرغم سه سال بازار نزولی و کاهش، هنوز نمیتوان این قیمتها را ارزان تلقی کرد.
Bull Market
زمانی که بازار سهام به طور مداوم افزایش مییابد و انتطار میرود که این روند ادامه یابد.
مثال:
Investors are optimistic in a bull market.
معنی: سرمایه گذاران در بازار صعودی خوش بین هستند.
Going Long
یک استراتژی سرمایه گذاری است که طی زمان نسبتا طولانی سهام یا دارایی را میخرید و پیش بینی میکنید که افزایش قیمت خواهد داشت و سود خوبی میکنید.
مثال:
He went long on Apple stocks, expecting them to rise.
معنی: او سهام اپل را به صورت بلند مدت و با امید به افزایش قیمت خرید.
Opening
زمانی که بازارهای مالی برای شروع معاملات روزانه و آغاز کار باز میشوند از این کلمه استفاده میکنیم.
مثال:
The stock market opening was delayed due to technical issues.
معنی: آغاز به کار بازار به دلیل مشکلات فنی به تعویق افتاد.
Volume
به مقدار یا تعداد معاملاتی که در یک بازه زمانی برای یک سهم یا در یک بازار انجام میشود گفته میشود.
مثال:
The volume of trade in the stock market was high today.
معنی: امروز حجم معاملات در بازار بالا بود.
Sector
گروهی از شرکتها یا سهامها که مربوط به یک حوزه یا صنعت هستند.
مثال:
The banking sector performed well in the last quarter.
معنی: بخش بانکی در سه ماهه گذشته عملکرد خوبی داشته است.
Deal
معامله یا توافقی که بین دو یا چند طرف حقیقی یا حقوقی برای خرید و فروش یک سهم صورت میگیرد.
مثال:
He made a deal with a broker to buy 100 shares.
معنی: او با یک شرکت معامله کرد که ۱۰۰ سهم بخرد.
اگر قصد ورود به بازار سرمایه را دارید حتما مقاله نکات معاملاتی خرید و فروش سهام را مطالعه کنید.
Middleman
به شخص سومی که در یک معامله بین خریدار و فروشنده واسطه میشود و کمیسیون میگیرد گفته میشود.
مثال:
He decided to sell this shares directly and avoid the middleman.
معنی: او تصمیم گرفت تا سهام خود را به طور مستقیم و بدون واسطه بفروشد.
Trustee
میتواند یک شخص حقیقی یا حقوقی باشد که مسئول مدیریت و نظارت بر یک صندوق یا دارایی را بر عهده میگیرد.
مثال:
He appointed his lawyer as the trustee of his estate.
معنی: او وکیل خود را به عنوان امین داراییهایش معرفی کرد.
Assets
هر دارایی که ارزش داشته باشد و بتواند سود یا درآمدی را بوجود آورد.
مثال:
stocks, bonds, and real estate are examples of assets.
معنی: سهام، اوراق قرضه، و املاک و مستغلات نمونههایی از انواع دارایی هستند.
Earnings per share
نسبت سود خالص یک شرکت به تعداد سهامهای در گردش آن است که میتوان فهمید شرکت چقدر سود کسب کرده است.
مثال:
The company reported an earnings per share of 2.5$ for the last year.
معنی: شرکت گزارش کرده که سود خالص آن از هر سهم در سال گذشته ۲٫۵$ برای هر سهم بوده است.
Retreat
وقتی قیمت سهام یا روند بازار برای مدتی به حالت نزولی درمیآید یا اصطلاحا در حالت اصلاح است.
مثال:
The stock market retreated after a strong rally.
معنی: بازار پس از یک صعود قوی در حال اصلاح است.
Index
به عنوان یک معیار یا شاخص برای سنجش عملکرد بازار استفاده میشود.
مثال:
The Tehran Stock Exchange Price Index is the main index of the Iranian stock market.
معنی: شاخص قیمت بورس تهران اصلیترین شاخص بازار سهام ایران است.
- Buying the dips
یک استراتژی معامله است که در آن سهام را پس از افت قیمت میخرند. این استراتژی بر اساس این فرضیه است که قیمت آن دوباره رشد صعودی خواهد داشت.
مثال:
HE was buying the dips in the stock market.
معنی: او در بازار سرمایه پس از افت قیمتها خرید میکرد.
Currency
به واحد پول و ارز رایج که در یک کشور یا منطقه به طور رسمی برای خرید و فروش استفاده میشود گفته میشود.
مثال:
official currency of Iran is Rial.
معنی: واحد پول رسمی ایران ریال است.
Currency risk
به ریسک ناشی از تغییرات نرخ ارز گفته میشود که میتواند بر سود و زیان ارزش سرمایه گذاریهایی که بر ارزهای مختلف انجام میشود تاثیر داشته باشد.
مثال:
He faced a currency risk when he invested in foreign stocks, as the exchange rate could change unfavorably.
معنی: او با سرمایه گذاری در سهام خارجی با ریسک ارزی مواجه شد چرا که نرخ ارز میتوانست به نفع او تغییر نکند.
Crude oil
قیمت نفت خام است که یکی از عوامل مهم تاثیر گذار بر اقتصاد جهانی میباشد.
مثال:
The price of crude oil rose to 80 $ per barrel.
معنی: قیمت نفت خام به بشکهای ۸۰ دلار افزایش یافت.
Demand
میزان تقاضا برای خرید و فروش سهام یا هر دارایی است.
مثال:
The demand of the Gold increased during the economic crisis.
معنی: تقاضا برای طلا در دوران بحران اقتصادی افزایش یافت.

