بهبود فردی چیست و چرا ضرورت دارد؟
بهبود فردی زمانی اتفاق میافتد که فرد در مرحله ای از زندگی خود احساس میکند شخصیتی که از خود ساخته با آنچه ایده آل او بوده متفاوت است و احساس رضایت درونی فرد نسبت به خود کم است. بنابراین درصدد اصلاح شخصیت خود گام برمیدارد. بهبود فردی دو پیش نیاز مهم دارد. اول احساس نیاز به تغییر و دوم باور به توانایی تغییر خود است.
انسان ها در سالهای عمر خود با زندگی در کنار دوستان، خانواده و تأسی گرفتن از فرهنگ و اعتقادات جامعه و اطرافیان، خصلت های خوب و بد متعددی کسب میکنند. تقریبا بیشتر افرادی که برای شخصیت خود ارزش قائل هستند، در فصل های مختلف زندگی، زمان هایی که کمی از هیاهوی کار و روزمرگی خلاص می شوند، از دور به خود نظر می کنند مانند تماشاچی که نظارهگر یک پدیده بیرونی است خود را مورد بررسی قرار می دهند و آنچه هستند را زیر ذره بین میگذارند.
اگر آنچه فرد در طی این سالها کسب کرده با پتانسیل درونی و انتظاراتی که از خود داشته مطابقت نداشته باشد، احساس رضایت درونی شخص کاهش مییابد. بدیهی است که هرچقدر این عدم تطابق بین انتظارات درونی فرد از خود و آنچه که هست بیشتر باشد، حس بد فرد و عدم رضایت درونی او نیز افزایش پیدا میکند.
در این شرایط رویکرد و نگرش افراد متفاوت است. گروهی شخصیت نامطلوب خود را محصول شرایط، دولت، اقتصاد، آموزش و پرورش و به طور کلی پدیده های بیرونی می دانند و تنها لب به گله و شکایت می گشایند. اما گروهی دیگر احساس می کنند که باید برای رشد و بهبود شخصیتشان کاری کنند. این احساس نیاز برای اصلاح شخصیت نامطلوب و باور به اینکه خود می توانند برای اصلاح شخصیتشان کاری کنند، گام اول و شرط لازم برای قدم برداشتن در مسیر بهبود فردی است.
برای مثال یک فرد ۳۰ ساله را در نظر بگیرید که وقتی به خود و شخصیتی که ساخته از دور نگاه میکند با خود می گوید: من در کودکی بسیار مودب و مورد تحسین همگان بودم. الان به یک فرد بسیار بد دهن تبدیل شده ام که اهمالکاری مداوم، خشم کنترلنشده در مشاجرهها یا فرار از متعهد شدن جزئی از شخصیتم شده اند. فردی که تمام روابطم را به دلیل این خصلتها به مرز نابودی کشانده است.
در اینجا یا فرد این رفتار نامناسب را حاصل اتفاقات بیرونی در نظر میگیرد و میگوید: تمام این رفتارهای نامناسب به خاطر این است که من در دوران دبیرستان دوست صمیمی بسیار بد دهنی داشتم. کسی که از اول صبح تا آخر شب در حال تکرار کردن حرف های بدی بود که نقل دهان او شده بودند.
در این مرحله او یا خود را مغلوب شرایطی می بیند که غیر قابل تغییر است، یا با پذیرش مسئولیت این اختلال رفتاری، درصدد پیدا کردن ریشه آن و اصلاح این رفتار برمیآید.
چگونه شخصیت مان را بهبود بدهیم؟ (بهبود فردی)
بهبود فردی ابعاد مختلفی دارد. این گستره از اصلاح رفتارها و اخلاقیات نامطلوب تا باورهای درونی که از کودکی در ضمیر ناخودآگاه فرد جای گرفته اند را شامل می شود. اصلاح رفتارها و عادات نامطلوب بدون پرداختن به ریشه رفتارها یعنی باورها و نگرش هایی که موجب شکل گیری این رفتارهای نامطلوب شده اند غیر ممکن است. برخی از نشریات و مدرس های موفقیت راهکارهایی ارائه می کنند برای اصلاح یک رفتار نامطلوب بدون اینکه به ریشه این رفتار بپردازند و آن را کشف و اصلاح کنند. این سخنان به ظاهر زیبا تاثیری لحظهای و شبیه به مسکن دارند.
اصلاح رفتارها بدون پرداختن به باورهای پشت آن ها مانند رژیم گرفتن فرد چاقی است که عاشق غذا خوردن و متنفر از ورزش کردن است. تا زمانی که نگرش این فرد نسبت به تغذیه و ورزش تغییر نکند هیچگاه او نمیتواند به وزن و تناسب اندام دلخواه خود برسد. یا کودکی که تمایلی به درس خواندن ندارد. مدام از درس و مدرسه فراری است و بیشتر زمان خود را به بازی اختصاص می دهد.
در ذهن این کودک دلیل منطقی و ملموسی برای درس خواندن وجود ندارد. او این فعالیت را اجباری از طرف والدین در نظر میگیرد. تا زمانی که در ذهن او درس خواندن تحمیلی عذاب آور و بازی پدیده ای لذتبخش باشد او هیچگاه به درس خواندن تمایل پیدا نمیکند.
تغییر باورها در بهبود فردی چه مزیتی دارد؟
تغییر باورها نه تنها موجب تغییر نگرش فرد نسبت به زندگی می شود بلکه سبب میشود در زمان مواجه فرد با مشکلات و فرصت ها، تصمیمات متفاوتی نسبت به قبل گرفته شود. همچنین موجب تغییر احساس شما در مورد آن موضوع می شود. برای مثال فرض کنید فردی هستید که خرج کردن پول برایتان سخت است و هرگاه مبلغی خرج میکند احساس بد و سرزنش درونی را تجربه میکند. این حس از باور کمبود سرچشمه میگیرد. باوری که میگوید همه چیز کم و در حال تمام شدن است. بنابراین فرد وقتی پولی خرج میکند احساس بدی را در درون خود تجربه میکند.
حال اگر این باور را با باور فراوانی تغییر دهیم، باوری که جهان را بر پایه وفور نعمت و ثروت در نظر می گیرد و معتقد است نه تنها منابع در حال پایان نیستند، بلکه لحظه به لحظه بر فرصت ها و منابع افزوده می شود. در این شرایط فرد هنگام پول خرج کردن حس بدی ندارد. زیرا باور دارد ثروت فراوان است و به راحتی جایگزین می شود.
موضوع تنها به داشتن حس خوب یا بد خلاصه نمی شود. جهان را قانونی به نام قانون جذب کنترل میکند. این قانون اینگونه تعریف می شود که احساسات خوب اتفاقات خوب و احساسات بد اتفاقات بد را رقم میزند.
احساسی که از باورهایمان تغذیه میشود، روی تصمیمات، بازدهی و در نهایت خروجیهای واقعی زندگی اثر مستقیم میگذارد؛ وقتی با حس کمبود تصمیم بگیری، رفتارهایت تدافعی، پر از ترس و اشتباه خواهد بود. یعنی احساس بد یا خوب ناشی از باورها، موجب جذب اتفاقات بد یا خوب به زندگی فرد میشوند. بنابراین یک فرد برای حرکت در مسیر بهبود فردی باید پیوسته باورهای مخرب و باورهایی که به او حس بدی می دهند را شناسایی کرده و آنها را اصلاح کند.
جمع بندی این مقاله بهبود فردی
بهبود فردی زمانی آغاز می شود که فرد شخصیت خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. بداند که مسئول تمام آنچه که امروز هست خود اوست و در هر وضعیتی که قرار داشته باشد می تواند شخصیت خود را بهبود داده و این بهبود از درون خود او آغاز می شود. فرد ریشه رفتارهای خود را در باورهای ناخودآگاهش جستجو می کند و با اصلاح آنها احساس بهتری نسبت به خود و زندگی کسب می کند.
منبع: سایت یکشو

