خدا چه شکلی است؟
تصور اینکه خدا چه شکلی هست همیشه از سوالات ذهنی برای کودکان و همچنین بزرگسالان بوده است.
خداوند بزرگ عامل ایجاد کننده کل جهان هستی و نیز موجودات بوده که هستی خداوند خود ذاتی بوده و از جای دیگری به وجود نیامده است.
در واقع تنها راه درک مفهوم واقعی، شناخت حقیقت و ذات خداوند روش هایی است که می توان با مطالعه ودرک آن ها تا حدودی به این موضوع و نیز امراز کائنات پی برد.
تا انتهای این مطلب از سایت کلید موفقیت در بخش دیگری از مطالب مذهبی اسلامی همراه باشید.
خدا چه شکلی است؟
خداوند موجودی بی نقص، بی نیاز و کامل بوده و پدید آورنده تمام نیکی ها و خوبی ها در جهان است که هیچ نقص و خطایی را نمی توان در خلقت او مشاهده نمود. تمام کائنات و موجودات در جهان هستی از خداوند مبداییت گرفته و در نهایت نیز به او باز می گردند.
قرآن کریم دارای آیات و روایات فراوانی است که تنها با مراجعه به آن ها می توان تا حدودی شناخت نسبت به خالق هستی پیدا کرد اما به طور کلی هیچ موجودی تا کنون نتوانسته از اسرار و امراز خداوند به طور کامل شناخت پیدا کند.
خداوند به دلیل جسم نداشتن بی نیاز از کلیه نیاز هایی مانند آب، هوا و … بوده با توجه به اینکه تمام کائنات و موجودات هستی به خداوند نیازمند هستند.
صفات خداوند از ذات خود پدید آمده و اکتسابی نیست و او قادر است که هر کاری را در جهان هستی انجام بدهد و هر شرایطی را برای انسان ها و سایر موجودات رقم بزند چرا که او نسبت به تمام افکار و شرایط جهان و موجودات کاملا آگاه می باشد.
امام صادق (ع) در یکی ازاحادیث خود در رابطه با شکل خداوند فرموده است : هر کسی که درباره وجود خدا و شکل او فکر کند که چگونه است دچار هلاکت می شود.
راه های شناخت خداوند
خداوند در سوره توحید در آیه (قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد) به معرفی خود پرداخته، که در این آیه بیان شده خداوند یگانه ای یکتا هست و به هیچ موجودی در این دنیا نیاز نداشته و کاملا بی نیاز است.
خداوند نه زاییده شده و نه می زاید در نتیجه موجودی بی مانند بوده که هیچ عیب و نقصی ندارد و خالقی است که هیچ همتا و شریکی ندارد.
خداوند شنوای بینا بوده که با اراده و اختیار خود از تمام زمان ها در کائنات و حالات آگاه است و نسبت به تمام موجودات هستی بسیار مهربان بوده و همواره خیر آن ها را می خواهد.
تمام انسان ها جدا از نوع دین خود مسلمان ، مسیحی ، یهودی و … خداوند را به عنوان واحدی یگانه شناخته که اغلب با عمومی ترین مفهوم یعنی واژه خدا او را عبادت و نیز یاد می کنند.
برخی از راه هایی که می توان تا حدودی از وجود خداوند آگاه شد.
با بهره گیری از راه های حسی و تجربی یا به عبارتی برهان نظم ، از راه عقل یا همان برهان وجوب و امکان ، از راه دل یا همان برهان فطرت با عشق به خداوند و از طریق قلب خود می توان با خداوند ارتباط برقرار نمود.
شناخت خداوند برحسب تصوراتی که هر فرد در ذهن خود دارد زیرا که ذات بی نهات خداوند نا محدود بوده و انسان به علت محدود بودن نمی تواند به ذات و حقیقت خداوند پی ببرد.
لا یحیطون به علما: بر خداوند احاطه علمی پیدا نمی کنند.
با شناخت و مشاهده نعمات خدا و پدیده های آفرینش که در قرآن کریم به تک تک آن ها به صراحت اشاره شده است.
قرآن کریم : مسلما در آفرنش آسمان ها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز ، برای خردمندان نشانه هایی قانع کننده هست و روی زمین برای اهل یقین نشانه هایی است ، در خود شما، مگر نمی بینید؟
همه خوبیهای دنیا خداست وبدیهای جهان شیطان شما وقتی اززمین خارچ میشی نه کشتاری وجود داره نه بی عدالتی که همه اینها نشان از وجود مطلق خداوند است
خدا اگر نور هست که فقط قدرت گرم کردن و روشنایی داره گ کما اینکه میبینم کمی گرما بیشتر بشه برای ما ادمها مرگباره وداین نور در تمام دنیا و کهکشان نیست پس خداوند نمیتونه مختض یک مکان مشخض مثل مکه باشه از طرفی نور بیشتر از آزینی که گفتیم کاری ازش ساخته نیست وقتی نمیتونه حتی جلوی مرگ بچه ها یا حیوانات بی زبان روی طبیعت را بگیره پس نباید گفت همه چیز عالم در دست اوست بویزه وقتی که بی عدالتی ثانیه به ثانیه در حال اتفاق افتادنه و وقتی برای منع ان اتفاق در وجود خدا نیست من طِم میبینم من کمکم و یاری میککم من درد میکشم و من پیروز میشم پس خدا منم نه نور ثانیه د
بسم الله الرحمن الرحیم
خطبه اول نهج البلاغه بخش سوم :
اگر کسی(کافری) خدا را با صفت مخلوقات وصف کند او را به چیزى در دنیا تشبیه کرده، و با نزدیک کردن خدا به چیزى، دو خدا مطرح شده و با طرح شدن دو خدا، شرک گویی مطرح شده. اجزایى براى او تصوّر نموده و با تصّور اجزا براى خدا، او را نشناخته است (نداشتن شناخت هم یعنی کافر بودن مطلق)
و کسى که خدا را نشناسد به سمتی اشاره مى کند و هر کس به خیال باطل به سویی اشاره کند، او را محدود و نیازمند جایی دانسته و به شمارش آورده (مشرک شده است)
و آن کافر دیگری که بگوید «خدا در چیست» او را در چیز دیگرى و حقیر و نیازمند پنداشته است، و کافر دیگری که بپرسد «خدا بر روى چیزی نشسته» به تحقیق او را مثل آدمی تصور کرده و جایى را خالى از او در نظر گرفته است
در صورتى که خدا همواره( بزرگ مرتبه و بی نیاز) بوده، و از چیزى به وجود نیامده است
درست است. خداوند. یکتا هست