خلاصه کتاب قدرت برنامه ریزی اثر برایان تریسی
خلاصه کتاب این صفحه از دانلود رایگان خلاصه کتاب های رایگان مربوط می شه به کتاب قدرت برنامه ریزی اثر نویسنده معروف موفقیت آقای برایان تریسی که خلاصه ای از بهترین نکات کاربردی و ارزشمند در این صفحه از سایت کلید موفقیت برایتان گردآوری کردیم.
اندیشه علت و شرایط معلول است، این یعنی اینکه افکار شما واقعیت را می سازند. شما دنیا را نه آنگونه که هست، بلکه آنطور که هست می بینید.
دنیای بیرون انعکاسی از دنیای درون شماست، در درون خود به هر چه فکر کنید، در دنیای خارج منعکس خواهد شد. اگر بخواهید بدانید در درون یک فرد چه می گذرد کافیست ببینید در دنیای خارج چه اتفاقاتی برایش رخ می دهد.
هرگز نمی توانید برای مدتی طولانی چیزی را در دنیای بیرون بدست آورده و حفظ کنید، مگر این که در درون برای آن آمادگی داشته و بدستش آورید.
دنیای بیرون، نشان دهنده دنیای درون شماست.
موفقیت، هدف است و سایز چیزها حواشی هستند.
برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید در درون خود، خواستار هدفتان باشید تا بتوانید آن را بدست آورید.
برای داشتن یک زندگی متفاوت در هر حوزه ای باید فردی متفاوت باشید، باید یاد بگیرید رشد کنید و تجربیاتی را که تحمل و بینش رسیدن به یک زندگی برتر را به شما می دهد بدست آورید.
کتاب قدرت برنامه ریزی اثر برایان تریسی
دیدگاه فراوانی داشته باشید تا مثبت تر و سازنده تر باشید.
نظم از مهمترین ویژگی های افراد موفق است.
نبوغ یعنی هنر تحمل رنج های بی پایان
یک فرمول و راه حل عالی: ۴ هدف مشترک همه ما در زندگی
- سلامتی، آمادگی جسمانی و عمری طولانی داشتن
- انجام کاری که از آن لذت برده و حقوق بالایی دریافت کنیم.
- داشتن یک رابطه خوب و خوشبختی با کسانی که دوستشان داریم و به آنها احترام می گذاریم.
- رسیدن به استقلال مالی طوری که هرگز نگران پول نباشیم.
و وقتی در هر یک از این موارد، از یک یا ده به خود امتیاز دهید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و مشکلات امروز شما در آن حوزه هایی هستند که امتیاز کمتری در آنها آورده اید و پیشرفت سریع ما در گرو بهبود امتیازات کم است.
هدف آینده تان، عملکردهای امروزتان را مشخص می کند.
یک سوال کلیدی برای شروع: واقعاً می خواهم با زندگی ام چه کنم؟
کلید موفقیت این است که تعیین کنید از انجام چه کاری بیشترین لذت را خواهید برد و راهی برای درآمدزایی آن بیابید.
می گویند: کاری را که به آن علاقه داری بکن، خود به خود پول نیز به دست خواهی آورد.
موفقیت واقعی از کشف علاقه و دل دادن هر چه بهتر و بیششتر به کار، حاصل می شود.
تکنیکی که بیشتر افراد موفق در تمام حوزه ها بکار برده اند این است که چندین سال پیش روی خود را ببینید و تعیین کنید در انتهای این دوره کجا خواهید بود، پس به کارهایی که می توانسته اید انجام دهید، فکر کنید. امروز شروع کنید یا از نقطه کنونی و به جائی که می خواهید در آینده باشید بروید.
چهار تکنیک قدرتمند قدرت برنامه ریزی برای شتاب بخشیدن به پیشرفت و افزایش احتمالی دستیابی به هدف
تکنیک اول: بیان کردن
با استفاده از این تکنیک یک هدف خاص و معین را می نویسید، نمی توانید به هدفی دست یابید که حتی قادر نیستید آن را به وضوح بنویسید.
تکنیک دوم: تجسم کردن
تمام بهبودها در دنیای خارج، حاصل بهبودی در تصاویر ذهنی ما از خود و آینده مطلوبمان است. توانایی در تجسم کردن یکی از شگفت انگیزترین قدرت هایی است که انسان داراست.
تکنیک سوم: احساسی کردن
وقتی هدفتان را که بیان و تجسم نموده اید، به آن جنبه احساسی می دهید، در واقع حسی خواهید داشت که اگر به هدف رسیده بودید آن را تجربه می کردید. وقتی احساس لذت، شادی و غرور حاصل از دستیابی به هدف را تصور کردید، توانائی های ذهنی خود را برای رسیدن به آن چندین برابر می کنید.
تکنیک چهارم: توجیه کردن
هدف خود را با نوشتن تمام دلایل نیازتان برای دستیابی به آن و سودی که از رسیدن به هدف عایدتان می شود، توجیه کنید.
کسی که یک چرای مستدل داشته باشد از پس هر چگونه ای برمی آید.
هرچه دلیل شما برای رسیدن به هدف بیشتر باشد، مصمم تر و باانگیزه تر خواهید بود.
هرچه دلایلتان بیشتر باشد، در مواجهه با هر نو مشکلی سماجت بیشتری خواهید داشت، هرچه دلیلتان بیشتر باشد احتمال اینکه در راه رسیدن به مقصد بدون توقف به پیش بروید، بیشتر خواهد بود.
هدف را باورپذیر کنید؛ اطمینان یابید که اهداف تان باورپذیر و واق گرایانه است. دلیل باورپذیربودن اهداف این است که اگر هدفی را انسان می تواند هر چه را که در ذهن خود تصور کند، بدست آورد.
تعیین کنید که فراتر از حد توان شما باشد، به جای انگیزه بخشیدن به شما، بیشتر ناامیدتان می کند. در این صورت تنها مدتی باانگیزه و هیجان زده خواهید بود، اما به محض اینکه در راه رسیدن به هدف، به مشکلی برخوردید جرأت خود را از دست داده و دست از کار می کشید.
یکی از مفیدترین موانع ناخودآگاه، احساس عدم شایستگی یا نالایق بودن است؛ این احساس زمانی به وجود می آید که واقعاً شایستگی شادی، سلامتی و خوشبختی را نداشته باشید.
بهترین راه برای کمک به فقر این است که مانند آنها فقیر نباشیم.
ثروتمندان افرادی هستند که بیشترین کمک را به به بیشترین افراد کرده اند. آنها کالاها و خدماتی را ارائه می کنند که شمار زیادی از افراد برای ارتقای کیفیت زندگی شان مایل و اشتیاق خریدشان هستند. حال باید این سوال را از خود کنید که: من چه کمکی به مردم می توانم بکنم تا آنها پول بیشتری به من پرداخت کنند؟
وقتی دیگر به خود و فعالیت هایتان فکر نمی کنید به ذهن و قلب افرادی فرو می روید که به خدمات شما نیاز دارند، انواع احتمالات و فرصت ها را برای کمک به دیگران خواهید دید.
وقتی تمرکزتان بر کمک کردن باشد، قدم در جاده ثروت می گذارید.
اگر تنها یک گزینه برای دستیابی به هدف یا رسیدن به مقصد داشته باشید و آن روش به هر دلیلی به شکست منجر شود، مستأمل و معطل خواهد ماند.
افراد موفق همواره گزینه هایشان را افزایش می دهند. آنها گزینه های جدیدی می یابند تا در صورت شکست یک روش، از روش دیگری بهره بگیرند. در نتیجه وقتی به مشکلی برخوردند، آرام و خونسرد خواهند بود.
گزینه های خود را افزایش دهید؛ اگر هدفتان دستیابی به سطو بالائی از تناسب اندام است، فهرست ۷ موردی از کارهائی تهیه کنید که امروز برای داشتن اندامی متناسب و سلامت می توانید انجام دهید. چه کارهایی را باید شروع کرد و انجام چه کارهائی را باید متوقف ساخت؟
اگر هدفتان داشتن یک خانواده خوشبخت یا داشتن یک رابطه فوق العاده است، فهرستی از چیزهایی تهیه کنید که آرزو دارید روی دهد. از افراد مهم زندگیتان بژرسید برای بهبود رابطه تان چه کارهائی را بیشتر و چه کارهایی را کمتر باید انجام دهید. از شما می خواهند چه کارهایی را شروع کنید یا انجام چه کارهایی را متوقف سازید تا آنها خوشبخت تر باشند.
زندگی مجموعه ای از گزینه ها و تصمیمات است. کیفیت گزینه ها و تصمیماتی که در گذشته گرفته اید، کیفیت زندگی امروز شما را تعیین کرده است. گزینه ها و تصمیمات امروزتان تعیین کننده کیفیت زندگی تان در آینده هستند.
انتخاب شغل یا شرکتی که در آن کار می کنید، کل مسیر زندگی و سرنوشت شما را تغییر می دهد. پس باید به اندازه کافی زمان صرف فکر کردن نموده و قبل از تصمیم گیری نهائی، کاملاً نسبت به انتخاب هایتان حس آرامش و راحتی داشته باشید.
اگر از وضعیت کنونی تان رضایت ندارید، به جای منفعل کردن، فعالیت خود را بیشتر کنید. اگر از شغل حال حاضرتان راضی نیستید مشغول شده و کار بهتری پیدا کنید. اگر در رابطه تان چندان خوشبخت نیستید در صورت امکان آن را بهبود داده یا در غیر اینصورت آماده ترک باشید.
بیشتتر مردم بخاطر ترس، به چیزهایی کمتر از لیاقت خود قانع می شوند، در شغلی که دوست ندارند می مانند و…..
در انجیل آمده است: چیزی ندارید، زیرا چیزی نخواسته اید؛ هرگز از خواستن نترسید.
عاشق اولین ایده هائی که به ذهنتان خطور می کند شوید.
اگر هدفتان مالی است، فهرستی از تمام رو شهای ممکن برای دستیابی نتایج مالی یکسان تهیه کنید، هر چه گزینه های شما بیشتر باشد، تصمیمات مهمتری می گیرید.
هشت مثال فوق العاده که میلیونها نفر که از هیچ شروع کرده و میلیونر شده اند از این روش ها استفاده کرده و آنها را به ثبات رسانده اند و هر یک از این روش ها مستلزم این است که در ارائه خدمات به دیگران موفق باشید.
- با ایجاد ی کسب و کار جدید به هدفتان دست می یابید.
- می توانید کسب و کاری که از قبل وجود دارد، خریده و آن را سودآورتر کنید.
- می توانید در کارتان به بهترین وضعیت برسید و درآمد خوبی داشته باشید و در کارتان به دقت سرمایه گذاری و پول پس انداز کنید.
- می توانید در زمینه املاک سرمایه گذاری نموده و یا بازسازی کنید، بفروشید یا اجاره دهید.
- می توانید از استعدادها و مهارت های خود برای راه اندازی یک کسب و کار جدید در ازای گزینه های موجود استفاده کنید.
- یک نمایندگی خریده و آن را به موفقیت برسانید.
- می توانید سرگرمی یا علائق خود را به یک فرصت درآمدزا تبدیل کنید.
- خود را وقف به موفقیت رساندن شرکت تان کنید و در حوزه کاری خود به درجات بالا برسید و یکی از پردرآمدترین افراد رشته خود شوید. و با این درآمد بالا و سرمایه گذاری مناسب، می توانید ثروتمند شوید.
ارزشمندترین دارایی در راه رسیدن به اهداف و رسیدن به مقصد ذهن شماست. که این ارزش شامل:
توانائی فکر کردن درباره هویت و خواسته هایتان است، بیش از ۸۰% موفقیت شما حاصل صرف زمانی برای تفکر دقیق و واضح در خصوص اهداف، خواسته ها و نوع موفقیت تان است.
در حوزه کاری خود حریصانه مطالعه کنید.
اولین گام واقعی در رسیدن به مقصد پایدار: تعیین اهداف مشخص، شفاف و هماهنگ با استعدادها و توانائی هاست که اکثر مردم به جای هدف، آرزو دارند؛ آنها امید، رویا و خیال هایی دارند. این رویاها دود سیگار است. آنها خیلی زود از شور و شوق میفتند و شفافیت و مسیر خاصی ندارند.
تنها از طرحی می توانیم به اهدافمان برسیم که به آن ایمان داشته و دقیقاً بر اساس آن عمل کنیم.
میلیونر شدن یک هدف بسیار مبهم است، باید استقلال مالی داشته باشید و استقلال مالی هم اینکه شما به قدرتی ثروت داشته باشید که دیگر هرگز نگران پول نباشید، بنابراین سوال این است چه رقمی؟ واقعاًً چقدر پول نیاز دارید؟
طرح پروازتان را بنویسید.
۶ مرحله قدرت برنامه ریزی برای افزایش احتمال موفقیت
- دقیقا تصمیم بگیرید که در هر حوزه ای از زندگی چه می خواهید، هدفتان باید کاملاً واضح و مشخص باشد مثلا: اگر بگوئید می خواهم کلی پول درآورم یا پولدار شوم باید دقیقاً مشخص کنید کلی یعنی چقدر؟ نمی توانید برای هدفی نامشخص و مبهم، انگیزه داشته و مصمم باشید.
- هدف خود را بنویسید و آن را قابل اندازه گیری کنید (هدفی که نوشته نشده باشد، تنها یک آرزوست)
- زمان دقیق دستیابی به هدفتان را مشخص کنید (ضمیر ناخودآگاه ضرب العجلها را دوست دارد زیرا توانائی های ذهنیتان را برانگیخته و شما را به جلو هدایت می کنند).
- تمام موانعی را که باید برای رسیدن به هدف از سر راه بردارید شناسایی کنید. ممکن است چه مشکلاتی پیش بیاید؟ چه چیزهایی بین شما و هدفتان قرار گرفته است؟ چرا تاکنون به هدفتان نرسیده اید؟ چه چیز شما را عقب نگه داشته و یا می تواند عقب نگه دارد؟ افکارتان را روی کاغذ بیاورید، هر چه بیشتر مشکلات و دشواری هایی که ممکن است سر راهتان قرار بگیرد را مشخص کنید، آمادگی بهتری برای حل و فصل آنها خواهید داشت.
- دانش و مهارت هایی را که برای رسیدن به هدف بدان نیاز خواهید داشت را تعیین کنید، هر هدف جدید نیازمند کسب و بکارگیری بخش جدیدی از مهارت و دانش است.
- فهرستی از پاسخ های خود به ۵ سوال فوق تهیه کنید و بر اساس اولویت، آنها را مرتب کنید. ابتدا باید چه کاری کنید؟ مهمترین نکته چیست؟ فهرستی از فعالیت هایی که به ترتیب اولویت تهیه شده، یک طرح است، مجموعه ای گام به گام از کارهایی که سرانجام شما را به هدف و مقصدتان می رساند.
با استفاده از این ۷ مرحله می توان به هر هدفی که برای خود تعیین کرده اید برسید ۱۰۰%
برنامه ریزی برای یک هدف مالی
چطور می توانم تا فروردین سال ۱۴۰۶، ۱٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان پول داشته باشم؟ یا ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان درآمد داشته باشم؟ و……
سپس بیست پاسخ یا بیشتر برای این سوال بنویسید. نوشتن ۳ تا ۵ پاسخ، خیلی ساده خواهد بود؛ نوشتن ۵ پاسخ بعدی دشوارتر بوده و نیازمند خلاقیت بیشتری است. ۱۰ پاسخ بعدی نیازمند تمرکز و نظم بسیاری است که باید به عمق منابع ذهن خلاق خود نفوذ کنید تا به هدف خود برسید. سپس یک پاسخ را انتخاب و شروع به فعالیت در آن کنید.
این تمرین را بطور مرتب در زندگی خود انجام دهید؛ همزمان که نیازمند برنامه ریزی برای یک مقصد جدید هستید فهرستی از ۱۰ هدف خود تهیه کرده و مهمترینش را انتخاب و بیست راه برای انجام آن پیدا کنید، سپس یک ایده را برگزینید و بلافاصله روی آن کار کنید.
بدون استثثناء هر روز کاری کنید تا به هدفتان برسید.
برنامه ریزی یک برنامه پرواز
۱- فهرستی از ۱۰ هدفی تهیه کنید که می خواهید تا سال آینده به آنها دست یابید.
۲- کدام یک از این اهداف اگر ظرف ۲۴ ساعت آینده به آن برسید، بیشترین تأثیر مثبت را بر زندگی شما خواهد داشت؟ ضرب الاجل شما برای رسیدن به این هدف چیست؟
۳- سه مشکل یا مانع احتمالی بر سر راه دستیابی به این هدف را یادداشت کنید.
۴- سه مهارت یا دانشی که برای رسیدن به هدفتان به آنها نیاز دارید را تعیین کنید.
۵- سه فرد، گروه یا سازمانی که کمک یا همکاریشان برای دستیابی به هدف ضروری است را مشخص نمائید.
۶- بر اساس پاسخ های فوق، فهرستی هفت مرحله ای از اقداماتی تهیه کنید که برای رسیدن به هدف ضروری هستند.
۷- کدام کار است که اگر بلافاصله انجام دهید به سوی مقصد پیش خواهید رفت؟
و جواب شما به آخرین سوال هرچه باشد، بلافاصله مشغول انجام دادنش شوید، معطل نکنید، سریع باشید، سفرتان را آغاز کرده و به عقب نگاه نکنید و برای هر حادثه ای برنامه ریزی کنید، همیشه برای مشکلات و بدشانسی برنامه ریزی کنید.
برنامه ریزی مناسب و به موقع، از عملکرد ضعیف جلوگیری می کند.
آماده بدترین اتفاق ممکن باشید، مهم نیست دیگرام چه جیزی به شما می گویند مثلاً: این احتمال را در نظر بگیرید که ممکن است فردی به قول خود عمل نکند.
و اینکه منفعل نباشید، بجای اینکه عصبانی و افسرده شوید، دست بکار شده و به مسیرتان ادامه دهید؛ یک راه دیگر پیدا کنید. هرچه هدف مهم تر باشد باید زمان بیشتری را صرف تدارک رسیدن به آن کنید.
جرأت و جسارت، دارای قدرت و جادو است.
همیشه یک برنامه دوم داشته باشید تا اگر برنامه اولتان دچار مشکل شد بتوانید از آن بهره گیرید، هرگز فرض نکنید همه چیز طبق پیش بینی شما بخوبی انجام می شود.
بحای اینکه منتظر باشید اتفاقی بیافتد، سعی کنید اتفاقی بیافتد. شروع خوب نیمی از کار است.
آمادگی و تدارک دیدن، نشانه یک فرد موفق است.
وقتی اعتماد به نفس، تضمین و اطمینان خاطری در کار نباشد، شجاعتی نیز وجود نخواهد داشت. نیمی از کار زمانی انجام گرفته که بدانیم از عهده آن برمی آئیم.
یک هواپیما را در نظر بگیرید، مسافران سرجایشان نشسته اند و سپس آماده انجام مهمترین مرحله یعنی برخاستن از زمین و پرواز می شود، بدون اینکه برای موفقیت مسافران و خلبان و هواپیما وجود داشته باشد.
تفاوت بین عظمت و زندگی معمولی
افراد موفق، اهداف بزرگی برای خود برمی گزینند، برای رسیدن به هدف به دقت برنامه ریزی می کنند و سپس اولین گام را بر می دارند.
افراد متوسط مانند افراد موفق، امید – رویا – آرزو و خواسته هایی دارند. اما وقتی پای واقعیت به میان می آید عقب نشینی می کنند. چیزی در درون این افراد مانع می شود که آنها قدم اول را بردارند؛ ترسشان از شکست در لحظه تصمیم گیری، بر آنها غلبه کرده و اجازه نمی دهند درست فکر کنند.
همیشه شجاع باشید. جسارت اغلب برایتان دردسر ایجاد می کند، اما جسارت بیشتر شما را نجات می دهد.
وقتی با ایمان قدم بر می دارید، حتی اگر بتوانید گام بعدی را ببینید، طبیعت نتیجه می گیرد که شما مصمم هستید و گام بعدی را نشانتان می دهد.
لازمه مهم موفقیت، شجاعت است.
برای رسیدن به موفقیت در زندگی باید مانند خلبان هواپیما با تمام سرعت حرکت کنید تا از زمین بلند شوید.
خوشبختتی، پاداش و رضایت مخصوص افراد موفق است. سایر مردم صرفاً از چیزهایی که باقی مانده استفاده می کنند.
مشکلات را بخش غیرقابل اجتناب از زندگی بدانید و وقتی مشکلی پیش می آید، سرتان را بالا بگیرید و در چشمانش نگاه کنید و بگوئید: من از تو بزرگترم، تو نمی توانی مرا شکست دهی.
شکست آخر خط نیست، فق یک پیچ تنده برای رسیدن به مقصد
وقتی شغل جدیدی را آغاز می کنید، باید منتظر اختلال باشید. در مرحله اول هر شغلی معمولاً با مجموعه ای از مشکلات پیش بینی نشده روبروی ی شود که هرگز تصورش را هم نکرده بودید.
همه چیز به شجاعت در لظه تصمیم گیری وابسته است.
سفر شما بسوی موفقیت (مقصد) شامل مجموعه ای مشکلات و شکست های موقت است. این مشکلات بخشی از زندگی هستند.
افراد ضعیف هنگام مواجهه با مشکلات پیش بینی نشده غافلگیر شده و می ترسند، عصبانی شده و بدوبیراه می گویند، دیگران را مقصر مشکلاتشان می دانند و اغلب افسرده و غیرمنطقی می شوند.
موفقیت هر فرد در زندگی تا حد زیادی تحت تأثیر واکنش شما به مشکلات است.
همیشه در مواجهه با مشکلات در کار و زندگی شخصی به سرحد توانایی خود می رسید.
در مقابل مشکلات نقس عمیقی بکشید، آرام باشید و بگوئید: حل مشکلات کار من است، کار من این است که مشکلات را رفع کنم و به راه ل ها بیاندیشید.
انسانهای قدرتمند انتظار برخورد با مشکلات را در راه رسیدن به اهدافشان دارند.
تغییر نگرش به یک مشکل
مشکل یه کلمه منفی است که احساس ترس یا اضطراب را در شما ایجاد می کند. بهتره بجای اون بگید: موقعیت که یک کلمه خنثی محسوب می شود،
می توانید بجای مشکلی دارم بگویید: در موقعیتی قرار گرفتم. یا از کلمه چالش استفاده کنید، وقتی به یک چالش فکر می کنید به چیزی اشاره دارید که بهترین ابعاد شخصیتی شما و دیگران را نمایان می سازد. چالش های زندگی را جالب و ارزشمند می کنند؛ با پرداختن به چالش در زندگی روزمره، بیشتر و بیشتر از پتانسیل خود استفاده کنید.
یا بهترین کلمه جایگزین، فرصت است. بجای مشکل دارم بگوئید: با یک فرصت غیرمنتظره روبروی هستم.
کلمات منفی را حذف کنید و با کلمات مثبت جایگزین کنید.
نگرش جستجو برای مسائل مثبت، یا منافع در یک مشکل، روشی است که افراد موفق بیشتر مواقع از آن استفاده می کنند.
وقتی آرامش دارید، نئوکورتکس مغز متفکر شما فعال و آماده بکار است، اما وقتی مضطرب و عصبانی هستید، نئوکورتکس خاموش می شود مانند اینکه تمام چراغ های یک ساختمان را خاموش کنید. و وقتی نسبت به یک مشکل احساساتی می شوید، پالئوکورتکس یا مغز احساستان فعال می گردد.
افرادی که درآمد زیادی دارند، از تجربیات تلخ خود متوجه شده اند که تنها کار ساده در مورد پول، از دست دادن آن است.
یک ضرب المثل ژاپنی می گوید: پول در آوردن مانند کندن چاه با یک سجاق است، اما از دست دادن آن مانند ریختن آب روی ماسه است.
پول مسئله ای بسیار احساسی است.
هرگز نباید بخاطر نداشتن یک مهارت یا توانایی خاص عقب نشینی کنید، بلکه باید آن مهارت را به صورت یک هدف در آورده و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید تا بتوانید آن را به خوبی یاد بگیرید.
انتظار بروز مشکلات به عنوان بخش طبیعی از کار، یکی از نشانه های بلوغ و رشد فکری، و ویژگی های حیاتی برای پیشروی در مسیر موفقیت، خوشبختی و تعادل در زندگی است.
برای تبدیل شدن به فردی موفق، باید انتظار داشته باشید که به هنگام حرکت به سوی مقصد، با سختی ها و بادهای مخالف مواجه می شوید؛ در تمام این موارد کار شما این است که با آرامش به مسیر خود ادامه داده و اعتماد به نفس بالائی داشته باشید.
در برخورد با طوفان های اجتناب ناپذیری که در کار و زندگی شخصی تان پیش می آید، خلبان سرنوشت خود خواهید شد.
توانایی در حل مشکلات اهمیت بسیاری دارد، اما توانائی تان در برخورد با بحران ها (بحران می تواند: بحران مالی، خانوادگی فیزیکی یا شخصی باشد) تعیین کننده موفقیت یا شکست شما در زندگی است.
در زندگی، مشکلات (فرصت یا چالش)، آزمون هایی محسوب می شوند که باید از پس آنها برآئید تا بتوانید به جلو حرکت کنید
شرایط، مرد را نمی سازند؛ بلکه تنها او را به خودشان نشان می دهند.
یکی از ویژگی های میلیونرها توانایی حفظ آرامش و خونسردی هنگام بروز یک مشکل یا شکست است.
افراد موفق هرگز عصبانی یا ناراحت نمی شوند، به هیجان نیامده و تحریک نمی شوند؛ در واقع بنظر می رسد در جهت مخالف آن حرکت می کنند. آرام می شوند و رفتار مودبانه ای دارند و از عباراتی نظیر: خواهش می کنم و مشتکرم استفاده می کنند. سوالاتی می پرسند و قبل از هرگونه واکنشی اطلاعاتی جمع آوری می کنند.
بحران، نقطه عطف زندگی است.
افرادی که بهتر فکر می کنند به نتایج بهتری می رسند، اقدامات بهتری کرده و به نتایج بهتری می رسند، کسانی که به اندازه کافی وقت صرف فکر کردن نمی کنند اغلب به نتیجه گیری های اشتباه رسیده و تصمیمات غلطی می گیرند و اقدامات نادرستی دارند و در نتیجه به موفقیت نمی رسند و بارها دچار شکست می شوند.
وقتی با بحرانی مواجه می شوید، بپرسید واقعیت چیست؟ و مهمترین کار فکر کردن است.
در کار و زندگی باید آینده نگری کنید و به موانع موجود در راه رسیدن به هدفتان فکر کنید، سپس به زمان حال بازگردید و بپرسید اگر این حادثه روی دهد، بلافاصله چکار خواهید کرد؟
ارزشمندترین مهارت در زندگی و کار هر شخص توانایی تفکر آرام و شفاف است.
انسانهای ضعیف همیشه سعی می کنند برای اشتباهات خود سرپوش بگذارند، اما انسان های قدرتمند به سرعت به اشتباهاتشان اذعان کرده و کار دیگری انجام می دهند.
هرگاه با یک بحران غیرمنتظره روبرو شدید کنترل ذهن خود و موقعیت را به دست بگیرید و این سوالات را از خود و دیگران بپرسید:
۱- سعی داریم چکار کنیم؟
۲- چطور می خواهیم این کار را انجام دهیم؟
۳- آیا راه بهتری وجود دارد؟
۴- فرضیه ما چیست؟
۵- اگر این فرضیه ها اشتباه باشند چه باید بکنم؟
نشانه شجاعت، شخصیت و توانایی شخصی شماست.
کلید دستیابی به هه چیز، اصلاحات پیوسته در طول زندگی است.
ارزشمندترین دارایی مالی شما: خانه، سرمایه گذاری یا حساب بانکی تان نیست، بلکه آن توانایی کسب درآمدتان است. ممکن است بنابر هر دلیلی خانه، ماشین، پول و تمام دارائی های مادیتان را از دست بدهید، اما تا زمانی که توانائی کسب درآمد داشته باشید می توانید در بازار کار کرده و دوباره آنها را بدست آورید.
مهمترین و پردرآمدترین هوش و فراست ها، هوش اجتماعی است که بستگی به توانایی شما در مذاکره، ارتباط، متقاعد کردن و همچنن خودتان و محصول و خدماتتان دارد.
یادگیری و پیشرفت خود را شتاب بخشید.
درس هایی را که یاد می گیرید در کار، زندگی، موفقیت ها (پیروزی)، شکست ها، بنویسید.
برای درآمد بیشتر:
- بیشتر بیاموزید.
- اگر بهتر نشوید، بدتر خواهید شد.
- توانایی کسب درآمد شما نباید ثابت باشد.
- شانس به سراغ ذهن های آماده می رود.
هر فرد موفقی، زمانی ضعیف بوده است.
خبر خوب: کاری که هزاران نفر انجام داده اند، شما هم می توانید انجام دهید؛ فقط کافی است یاد بگیرید چطور این کار را بکنید.
با کمک دانش، مهارت و پشتکار می توانید در سریع ترین زمان ممکن به اوج برسید، بی وقفه بیاموزید، نشریات تخصصی را خوانده و به نوارهای آموزشی گوش کنید؛ در سمینارها شرکت کرده و هرگز از به روز کردن دانش خود دست برندارید.
وقتی کاملاً آرام باشید و ذهنتان را از هر چیز پاک کنید، اغلب ایده های مناسب به ذهنتان خطور می کند.
هیچ محدودیتی وجود ندارد، مگر چیزی که با افکار خود ایجاد می کنید.
ذهن فراهوشیار بصورت خودکار و پیوسته تمام مشکلات موجود سر راه رسیدن به هدف را رفع می نماید؛ به شرطی که هدفتان واضح باشد. با دقیق نوشتن هدف ها، آنها را در سیستم هدایت و راهنمایی ذهن فراهوشیار برنامه ریزی می کنید.
اما برای فعال سازی ذهن فراهوشیار، تمرین تنهایی را بکار گیرید.
اول تصمیم بگیرید ۳۰ دقیقه ساکن بنشینید، آرام کردن ذهن به این میزان به زمان نیاز دارد.
دوم، هر چیزی که ممکن است حواستان را پرت کند، از طرف خود دور کنید، این کار ورود به سکوت نام دارد؛ وقتی ساکت می نشینید و هیچ چیز حواستان را پرت نمی کند و اجازه می دهید ذهنتان آرام باشید، آن وقت اتفاق فوق العاده ای می افتد.
سوم، هیچ تلاشی برای فکر کردن به مشکل یا هدفتان نکنید، بگذارید ذهنتان در آرامش کامل باشد. به سکوت بیاندیشید و اجازه دهید ذهنتان در حالت آرامش قرار گیرد، سپس وقتی در چنین شرایطی قرار گرفتید، جوابی که به دنباش هستید به ذهنتان خطور می کند.
در انجیل آمده: یک انسان مردد، هرگز در هیچ کاری به ثبات نمی رسد.
ذهن فراهوشیار زمانی فعال می شود که ایمان قوی داشته باشید و اولین و دومین و سومین قدم را به سوی هدف بردارید. مهمتر از همه، ذهن فراهوشیار شما نیازمند این است که اصلاحات مداوم انجام دهید و هنگام بروز با یک مشکل سماجت داشته باشید و به این توجه نکنید که چه اتفاقی خواهد افتاد. و وقتی تمام این فعالیت ها را با هم ترکیب کردید، قدرت های بزرگ جهان به شما کمک خواهند کرد تا به هدفتان برسید
تنها چیزی که از آن می ترسید همان ترس است. که منظور احساس ترس است نه واقعیت؛ ترسیدن ما یعنی همان علت ترس و استرس و ناراحتی ما ترس از شکست که سبب می شود بگوئیم نمی توانیم و دیگری ترس از رد شدن که ما را وادار می کند بگوئیم مجبوریم.
ترس بزرگترین دشمن بشر است.
ترس می تواند ما را فلج کند و مان اقدامات سازنده در مسیر درست رسیدن به اهداف شود.
وقتی اسیر ترس می شویم، تردید می کنیم و کارمان را به تأخیر می اندازیم. قاطعیت خود را از دست داده و مسامحه می کنیم، عذر و بهانه می آوریم و عدم موفقیت خود را توجیه می کنیم. احساس خستگی کرده و بارها و بارها جمله (مجبورم اما نمی توانم، نمی توانم اما مجبورم) را تکرار می کنیم.
هرچه بیشتر بدایند، کمتر می ترسید.
ترس ناشی از جهل و نادانی است، وقتی اطلاعاتمان محدود است دچار تردید می شویم.
اقدام به جمع آوری اطلاعات بیشتر و بهتر در خصوص یک موضوع خاص بر شجاعت می افزاید و اعتماد به نفس و اطمینان ما را بیشتر می کند.
وقتی خسته اید یا سلامتی کامل ندارید، در شرایط فیزیکی نامناسبی هستید در مقایسه با زمانی که سالم و پرانرژی هستید، بیشتر دچار ترس و هراس می شوید.
ترس های خود را تحلیل کنید: در بالای یک صفحه کاغذ، سوال از چه می ترسم؟ را یادداشت کنید.
شجاعت، مقاومت در برابر ترس است نه این که ترسی در بین نیست، باید بر این هراس غلبه کنید.
وقتی می دانید چه می کنید، ترسی به دل راه نمی دهید.
کاری را که از انجام دادنش می ترسید، انجام دهید و بدانید ترستان از بین خواهد رفت.
با توجه به ترس غالبتان، به این سوالات پاسخ دهید:
۱- این ترس به چه طریقی را در زندگی عقب نگه داشته است؟
۲- این ترس چگونه به من کمک می کند؟ (یا این ترس در گذشته چه کمکی به من کرده است؟)
۳- اگر این ترس را کنار بگذارم، چه سودی برای خواهد داشت؟
ترس را به قدرت تبدیل کنیم.
اولین و مهمترین شجاعت برای رسیدن به موفقیت در کارهای این دنیا، شروع کردن و گام برداشتن با ایمان راسخ در راستای دستیابی به هدف است.
یکسری از فارغ التحصیلان دانشگاه برای خود کار می کنند و به موفقیت می رسند و یکسری برای شرکت های دیگری کار کرده و با این حال امید دارند که روزی برای خود کار کنند.
هرچه را که بارها و بارها تکرار کنید به یک عادت و خصلت تبدیل می شود.